![]() |
![]() |
|
| 786FA . blogFA . com |
|
ببینید من نمیخواهم بحث کنم، من فقط میخواهم بگویم، چی؟ نه، |
|
+
87/04/17ساعت 18 نوشت 786 |
|
|
* اين عکسها را هديه گرفتم و طبق مرسوم هديه را بايد داغ داغ باز شود ديده شود کرد.
* توضيح |
|
+
87/04/16ساعت 14 نوشت 786 |
|
![]() مامان ! کودکیام را همین حوالی گم کردم، چقدر دلتنگ کودکیام میشوم گاهی، هیچ چیز عیب نداشت ! همه چیز خوب بود ! من بودم و بازی و شادی و مامان ! مامان ؟! |
|
+
87/04/10ساعت 20 نوشت 786 |
|
|
|
|
+
87/04/05ساعت 15 نوشت 786 |
|
|
|
|
+
87/04/02ساعت 14 نوشت 786 |
|
|
تنها وجه افتراق من و نبات چيست؟! البته حيوان، تلاش زيادي کرد که در اين مقايسه شرکت کند، ولي عقل ميپندارد، همان من و نبات بس است! دوباره ميپرسم، تنها وجه افتراق من و نبات چيست؟! در همه امور با هم مشترکيم، گذران زمان، صرف آب و باد و مه و خورشيد و فلک و ... جالب اينجاست که براي هر دو ما وظايفي است، که در انجاماش بايد بکوشيم! و نبات موفق است به انجام هر چه که بايد انجام دهد، و من، ؟ و من، ! و من، .
|
|
+
87/03/25ساعت 15 نوشت 786 |
|
|
و شيطان چه نيکو پرورده بود بوزينهي سامري خود را، بوزينهاي که سالهاي سال کنار بهترين آفريدهي عالم به اسراف نعم الهي مشغول بود، واي مادرم، واي مادرم ... |
|
+
87/03/20ساعت 16 نوشت 786 |
|
|
هستند، کسانی که فقط صدای خشخش رقص گچ را میشنوند، هستند، کسانی که به سادگی، لذت قرمز و قرمز لذت را میبرند. |
|
+
87/03/08ساعت 12 نوشت 786 |
|
|
... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشکلها! |
|
+
87/03/02ساعت 0 نوشت 786 |
|
که يادمان ميرود محبت هم آموزش ميخواهد ... و ميشود آنکه ... |
|
+
87/03/02ساعت 0 نوشت 786 |
|
| به روایت تصویر |
وا گویههای قریبانهی*خودم، که پژواک آن به قربت خودم معینم باشد و یادم اندازد، از آنچه دروناً و بیروناً انجام ميدهم، در این مرور خورشید و ماه وجودم را.*قريب به.
|
| نوشته های پیشین |
تیر 1387 |
| بهانههاي خواندن |
|
دل دردهای آلـوچه کلبـــــــه دنج من تو آیینه فاميل وفا دلگيجههاي يک مهندس آلوچه |
|
RSS
|